خرید بک لینک
می بینمت....باور نمیکردم تو از من بی خبر باشیبیدار مثل من غزلخوان تا سحر باشیدر خواب و رویای خودم می بینمت هر شبحس می کنم در این حوالی دور و بر باشیکنج قفس جان می سپارم توکجاماندیشاید نمی خواهی برایم بال و پر باشیدرد فراقت کم عذابی در دل من نیستبرگرد می خواهم که پیشم  بیشتر باشیهر شب برایت می نویسم از خودم از توهرگز نمی خواهم ببینم چشم تر باشیبا ما (غریبی)می کنی آمد بهار منوقتی که پاییزم نمی خواهم  تبر باشی#ادریس_حیدری_غریب_اصفهانیhttps://t.me/edrisheydarigaribesfahani + نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 2:4 توسط ادریس حیدری غریب اصفهانی  | 

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 9:21

..... کلبه ی غریبباید لب ان پنجره من لانه بسازمیا دور شوم با دل دیوانه بسازمیک بار دگر رخ بنما زلف بیاویزبر طره و گیسوی تو من شانه بسازمآن خنده ی تو برده مرا تا به ثریاتو عشق منی با رخ فرزانه بسازمامشب تو بیا مست و ملولم کن و برگردآذین کنم و کلبه ی ویرانه بسازمیک بار دگر بر من شوریده نظر کناز طاق دو اَبروی تو افسانه بسازمای پیچک وحشی که سرت شانه ی ماه استدستم نرسد بر تو که هم خانه بسازمرفتی و غزل بغض شده قافیه باختماین شام(غریب)است غریبانه بسازمادریس_حیدری_غریب_اصفهانی + نوشته شده در دوشنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 3:10 توسط ادریس حیدری غریب اصفهانی  | 

برچسب: نویسنده: النا شاکری تاريخ: يکشنبه 5 تير 1401 ساعت: 9:21

صفحه بندی